ترجمه "batata" به فارسی
سیب زمینی, سیبزمینی, سيب زمينی بهترین ترجمه های "batata" به فارسی هستند.
batata
noun
feminine
دستور زبان
-
سیب زمینی
nounNem sequer chega para uma dose suplementar de batatas ao almoço.
اون اطلاعات حتی سیب زمینی هم به ناهارت اضافه نمی کنه!
-
سیبزمینی
nounNão há vegetais suficientes de modo algum. Até batatas fritas são consideradas vegetais.
سبزیجات کافی به هیچ عنوان نداره. سیبزمینی سرخ کرده ان به عنوان سبزیجات اونه.
-
سيب زمينی
-
ترجمه های کمتر
- سیبزمینیها
- سيبزميني سفيد
- كج بيل
- چاقوی کوتاه
- کج بیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " batata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "batata"
عباراتی شبیه به "batata" با ترجمه به فارسی
-
نشاسته سیبزمینی
-
آرد سيبزميني شيرين
-
نشاسته
-
فراوردههای سیبزمینی
-
سیبزمینی سرخکرده
-
پوره سیبزمینی
-
سیبزمینی سرخکرده
-
آرد سيبزميني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن