ترجمه "busca" به فارسی
جستجو, تحقیق, تلاش بهترین ترجمه های "busca" به فارسی هستند.
busca
noun
feminine
دستور زبان
-
جستجو
nounForam todos requisitados pelo Pentágono, para busca e resgate.
پنتاگون داره از همشون براي عمليات جستجو و نجات استفاده مي کنه.
-
تحقیق
nounComo sabes, fizemos uma busca exaustiva pela tua mãe.
همونطور که می دونی ، راجع به مادرت حسابی تحقیق کردیم
-
تلاش
nounO Dwayne utiliza pelo menos sete em busca da sua realização pessoal.
و اينکه چطور هفتاي از اونا در کامل شدن تلاش ذاتي خودشه.
-
ترجمه های کمتر
- جویش
- دنبال
- طلب
- پیشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " busca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "busca" با ترجمه به فارسی
-
جستجوی خطی
-
جستجوی درختی
-
عملیات امداد و نجات
-
موتور جستجو
-
الگوریتم جستجوی اول سطح
-
الگوریتم جستجو
-
یافتن فید
-
بهینهسازی موتور جستجو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن