ترجمه "camomila" به فارسی

بابونه, بابونه (رومی), بابونه رومي بهترین ترجمه های "camomila" به فارسی هستند.

camomila noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • بابونه

    noun

    Vou usar menta, camomila e argila para cobrir sua ferida.

    دارم از یه مرهم نعنا ، بابونه و خاک رس برای بهبود زخمت استفاده میکنم.

  • بابونه (رومی)

  • بابونه رومي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " camomila " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Camomila
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • بابونه

    noun

    Agitada não, calma. Camomila é bom para isso.

    هیجان زده نباشه، بلکه آروم باشه. که برای اینکار بابونه خیلی خوبه.

تصاویر با "camomila"

عباراتی شبیه به "camomila" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "camomila" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه