ترجمه "carinho" به فارسی
ابتلا, با محبت, خونگرمی بهترین ترجمه های "carinho" به فارسی هستند.
carinho
noun
masculine
دستور زبان
-
ابتلا
noun -
با محبت
nounEla e sua família me tratavam com muito amor e carinho.
او و خانوادهاش با من مهربان بودند و با محبت رفتار میکردند.
-
خونگرمی
noun
-
ترجمه های کمتر
- عاطفه
- علاقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carinho " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "carinho" با ترجمه به فارسی
-
مارموست سرسفید
-
کشیم غربی
-
اخم کردن
-
رخ · رو · روی · شخص · صورت · ظاهر · عزیز · مرد · هوا · چهره
-
عزیز · فری · مورد علاقه · گرامی · گران
-
سیلی
-
خیلی گران است
-
شیر یا خط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن