ترجمه "castidade" به فارسی
امتناع از ازدواج, تجرد, عفت بهترین ترجمه های "castidade" به فارسی هستند.
castidade
noun
feminine
دستور زبان
-
امتناع از ازدواج
noun -
تجرد
nounEntão, está praticando a castidade.
پس ، داري تمرين تجرد مي كني
-
عفت
Embora as grandes religiões da região exaltem a castidade antes do casamento,
هرچند ادیان بزرگ منطقه عفت قبل از ازدواج را ستوده اند،
-
ترجمه های کمتر
- عفت وعصمت
- نجابت
- پاكدامني
- پاکدامنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " castidade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "castidade" با ترجمه به فارسی
-
کمربند پاکدامنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن