ترجمه "castigo" به فارسی
مجازات, تنبیه, سزا بهترین ترجمه های "castigo" به فارسی هستند.
castigo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
مجازات
nounTenho um tipo bastante mais satisfatório de castigo para ela.
من مجازات خيلي بدتري براش در نظر دارم.
-
تنبیه
nounParece que eles castigavam os filhos sem levar em conta as circunstâncias por trás de um incidente.
ظاهراً بدون در نظر گرفتن موقعیت فرزندانشان آنان را تنبیه میکردند.
-
سزا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " castigo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "castigo" با ترجمه به فارسی
-
تنبیه بدنی
-
جنایت و مکافات
-
ادب کردن · تنبیه کردن · مجازات کردن · کیفر دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن