ترجمه "cava" به فارسی
کجبیلزنی, حفره, گرسنگی بهترین ترجمه های "cava" به فارسی هستند.
cava
adjective
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
کجبیلزنی
-
حفره
nouncavam um buraco no chão e começam a botar ovos nele.
حفره ای ایجاد می کنند، داخل آن می روند و شروع به تخم گذاری می کنند.
-
گرسنگی
noun -
گود
Um homem cavou fundo, ao passo que o outro não.
یکی از آنها زمین را کنده، گود نمود، اما دیگری نه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cava " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cava" با ترجمه به فارسی
-
بزرگسیاهرگ زیرین
-
زیر زمین · سردابها · سردابهها · طبقه زي · طبقه زیر
-
نیک کیو اند د بد سیدز
-
پیپر متیستیکوم
-
بزرگسیاهرگ زبرین
-
بیل زدن · تونل ساختن · حفر کردن · سفتن · سوراخ کردن · نقب زدن · کاوش کردن · کندن
-
بزرگسیاهرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن