ترجمه "cave" به فارسی
زیر زمین, سردابها, سردابهها بهترین ترجمه های "cave" به فارسی هستند.
cave
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
زیر زمین
nounTenho contacto visual, cave, sector 5.
می بینمش ، زیر زمین ، بخش 5.
-
سردابها
-
سردابهها
Há um cofre na cave do Arsenal.
یه سردابه در زیرزمین اسلحه خانه ست
-
ترجمه های کمتر
- طبقه زي
- طبقه زیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cave " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cave" با ترجمه به فارسی
-
بزرگسیاهرگ زیرین
-
حفره · کجبیلزنی · گرسنگی · گود
-
نیک کیو اند د بد سیدز
-
پیپر متیستیکوم
-
بزرگسیاهرگ زبرین
-
بیل زدن · تونل ساختن · حفر کردن · سفتن · سوراخ کردن · نقب زدن · کاوش کردن · کندن
-
بزرگسیاهرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن