ترجمه "combate" به فارسی
جنگ, جنگاوری, حرب بهترین ترجمه های "combate" به فارسی هستند.
combate
verb
-
جنگ
nounSerão duas missões de combate por dia, além de aulas e avaliações.
روزانه حداقل دو پرواز عملياتي جنگي ، و کلاس توجيهي ما بين آنها خواهيد داشت.
-
جنگاوری
noun -
حرب
noun
-
ترجمه های کمتر
- رزم
- مبارزه
- محاربه
- مسابقه
- نبرد
- نزاع
- پیکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " combate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "combate" با ترجمه به فارسی
-
جاذبها · جلبكنندهها · طعمههاي كنترل آفت
-
جنگ کردن · جنگیدن · جنگیدن با · مبارزه کردن · مقابله کردن · کشتی گرفتن
-
انگلزدايي موجودات زنده · ريشهكني آفت · مديريت آفت · کنترل آفت
-
تانک
-
تفنگ جنگی
-
کنترل پرنده
-
روشهاي كنترل آفت
-
ورزش مبارزهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن