ترجمه "consciente" به فارسی
دراو, هوشيار, آگاه بهترین ترجمه های "consciente" به فارسی هستند.
consciente
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
دراو
-
هوشيار
Taryn quer que você viva, mas eu não preciso de você consciente.
" تارين " تو رو زنده ميخواد اما من تو رو هوشيار لازم ندارم.
-
آگاه
O homem vive não só sua vida pessoal, mas também, consciente ou inconscientemente, a vida de sua época e de seus contemporâneos.
انسان فقط زندگی خصوصی خود را، به عنوان یک فرد، ندارد، بلکه همچنین، آگاه یا ناآگاه زندگی عصر و هم عصران خود را نیز دارد.
-
ترجمه های کمتر
- آگاه از
- اگاه
- بااطلاع
- باخبر
- قصدی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consciente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن