ترجمه "consultor" به فارسی
مشاور, رهنمون, مشورتی بهترین ترجمه های "consultor" به فارسی هستند.
consultor
noun
masculine
دستور زبان
-
مشاور
nounEu ouvia todos os peritos e falava com uma espécie de um quadro de consultores médicos.
من به همه متخصصین گوش دادم و با همه نوع مشاور پزشکی صحبت کردم.
-
رهنمون
noun -
مشورتی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consultor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Consultor
-
رهنمون
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن