ترجمه "coxa" به فارسی
ران, ران بهترین ترجمه های "coxa" به فارسی هستند.
coxa
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
ران
verb nounVocê só se mexe para tirar uma coxinha de galinha do prato.
تنها زماني که به خودت تکون مي دي وقتيه که مي خواي از ظرف ران مرغ برداري.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coxa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Coxa
-
ران
verb nounUm dia, desafiei meus amigos a entrar no supermercado e dizer a desconhecidos: "Coxas".
یکبار من دوستانم را به چالش کشیدم و خواستم تا به سوپرمارکت بروند و به غریبهها کلمه "ران" را بگویند.
عباراتی شبیه به "coxa" با ترجمه به فارسی
-
ماهیچه دوسر رانی
-
افلیج · عاجز · غیر مداوم · لنگ · چلاق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن