ترجمه "coxo" به فارسی

لنگ, افلیج, عاجز بهترین ترجمه های "coxo" به فارسی هستند.

coxo adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • لنگ

    noun

    Em certa ocasião, um homem coxo de nascença estava na assistência.

    یک بار وقتی پولُس موعظه میکرد، مردی که لنگ مادرزاد بود، در آنجا حضور داشت.

  • افلیج

    adjective
  • عاجز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • غیر مداوم
    • چلاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coxo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "coxo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coxo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه