ترجمه "cozido" به فارسی
تاس کباب, نگرانی, گرمی بهترین ترجمه های "cozido" به فارسی هستند.
cozido
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
تاس کباب
nounEu juro que aquele cozido tinha carne de esquilo nele.
قسم ميخورم اين تاس کباب يه خُرده گوشت موش خرما داشت
-
نگرانی
noun -
گرمی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cozido " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن