ترجمه "defeito" به فارسی
باگ, جرم, عیب بهترین ترجمه های "defeito" به فارسی هستند.
defeito
noun
masculine
دستور زبان
-
باگ
noun -
جرم
noun -
عیب
nounAgiram ruinosamente da sua parte; não são seus filhos, o defeito é deles.” — Deuteronômio 32:4, 5.
ایشان خود را فاسد نموده فرزندان او نیستند بلکه عیب ایشانند.» — تثنیه ۳۲:۴،۵.
-
ترجمه های کمتر
- عیوب
- كاستی
- نقص
- اسیب
- تند باد
- خدشه
- درز
- قصور
- نکته ضعف
- کاستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defeito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "defeito" با ترجمه به فارسی
-
عیوب کریستالی
-
افترا زدن · بدنام کردن · خسارت واردکردن
-
معوج شدن · ناهنجاريهاي چوب · نقایص چوب
-
اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن