ترجمه "ditadura" به فارسی

دیکتاتوری, استبداد, ديكتاتوري بهترین ترجمه های "ditadura" به فارسی هستند.

ditadura noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیکتاتوری

    noun

    شیوهای از حکومتداری

    Os maridos que têm devoção piedosa sabem que chefia não é ditadura.

    شوهرانی که مطابق با تخصیص خدایی زندگی میکنند میدانند که سروری منش دیکتاتوری نیست.

  • استبداد

    noun

    Publiquei um evento no Facebook e chamei-lhe "Uma Revolução contra a Corrupção, a Injustiça e a Ditadura.".

    من یک رویداد در فیس بوک تعیین کردم و نامش را «انقلابی علیه فساد، بی عدالتی و استبداد» گذاشتم.

  • ديكتاتوري

  • ترجمه های کمتر

    • جور
    • حکومت استبدادی
    • حکومت ستمگرانه
    • حکومت مستقل
    • حکومت مطلق
    • حکومت مطلقه
    • خودبسندگی
    • دموکراسی
    • ستم
    • ستمگری
    • ظلم
    • ظلم وستم
    • فدراليسم
    • ناسيوناليسم
    • نظامهای سیاسی
    • نظامیگری
    • پوپوليسم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ditadura " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ditadura" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ditadura" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه