ترجمه "ditador" به فارسی
دیکتاتور, حاکم مطلق, خودکامه بهترین ترجمه های "ditador" به فارسی هستند.
ditador
noun
masculine
دستور زبان
-
دیکتاتور
nounPelo menos na minha cidade do Cairo, ajudou a derrubar dois ditadores.
دستکم در شهر خودم قاهره، به ساقط کردن دو دیکتاتور کمک کرد.
-
حاکم مطلق
noun -
خودکامه
nounNós não vamos aceitar seu ditador escolhido a dedo.
. ما دست خودکامه ی اونارو تحمل نمی کنیم
-
ترجمه های کمتر
- ستمگر
- سلطان
- سلطان ظالم
- شخص توانا
- ظالم
- فرمانروای مطلق
- فرمانروای مقتدر
- پادشاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ditador " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ditador
-
دیکتاتور
nounTenho um ligeiro problema com a premissa do Ditador Celestial.
کلاً یکم با این " دیکتاتور ملکوتی " مشکل دارم.
عباراتی شبیه به "ditador" با ترجمه به فارسی
-
دیکتاتور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن