ترجمه "dito" به فارسی

ایضا, بشرح فوق, به عنوان چيزي ناميدن بهترین ترجمه های "dito" به فارسی هستند.

dito adjective noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایضا

    noun
  • بشرح فوق

    noun
  • به عنوان چيزي ناميدن

  • ترجمه های کمتر

    • علامت
    • پند
    • کذایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dito " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dito" با ترجمه به فارسی

  • goftan · اشکار ساختن · اظهار داشتن · تلفظ کردن · توضیح دادن · سخن گفتن · صحبت کردن · صریحا گفتن · مژده دادن · نمایاندن · نمودن · گفتن · گُفتَن
  • تواتر · خبر · سخن افواهی · شایعه · شنیده · مسموعات
  • راستی
  • تجویز کردن · تحمیل کردن · ضربت زدن · نسخه نوشتن
  • شنیده
  • دیدَن · مربوط بودن به · نگران بودن
  • اره · اصل · اصل عمومی · اندرز · حقیقت اشکار · دید · دیکته · سخن · ضرب المثل · عبرت · قاعده کلی · مثال · مثل · گفتار حکیمانه · گفتار مشهور · گفته
  • معنی بخشیدن · معنی کردن · ميانه
اضافه کردن

ترجمه های "dito" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه