ترجمه "dureza" به فارسی
سختی, ثبات, دقت زیاد بهترین ترجمه های "dureza" به فارسی هستند.
dureza
noun
feminine
دستور زبان
-
سختی
nounO lavrador usava diversos instrumentos de debulha de acordo com a dureza do grão.
کشاورز بنا به میزان سختی سبوس دانه، وسیلهٔ خرمنکوبی خود را انتخاب میکند.
-
ثبات
noun -
دقت زیاد
noun -
سختي
Eu vim quebrar essa dureza.
من او مد م تا اين سخت گير ي رو ازبين ببر م
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dureza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dureza" با ترجمه به فارسی
-
آب سخت · سختی آب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن