ترجمه "fax" به فارسی

دورنگار, فاکس بهترین ترجمه های "fax" به فارسی هستند.

fax noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • دورنگار

    noun

    Não foi encontrado o número de fax no seu livro de endereços

    شمارۀ دورنگار در کتاب نشانی شما یافت نشد

  • فاکس

    noun

    Aqui tem um fax da certidão de óbito dela.

    اين هم يک فاکس در مورد گواهي مردن اونه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fax " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fax" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه