ترجمه "faz" به فارسی
قبل, پیش بهترین ترجمه های "faz" به فارسی هستند.
faz
verb
-
قبل
nounTudo o que fazes foi pago por mim.
هرکاري که انجام ميدي ، واسه اينه که من از قبل پولشو دادم.
-
پیش
adverbE se tudo corresse bem, poderíamos fazer até três parábolas.
و اگر واقعا خوب پیش رفت، شاید ما سه سهمی انجام دهیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "faz" با ترجمه به فارسی
-
حرف خود را زدن
-
شرح دادن
-
تهیه نسخه پشتیبان
-
هدف
-
بارگذاری
-
دست کم گرفتن
-
اشتباه کردن · مرتکب خطا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن