ترجمه "garantia" به فارسی

ضمانت, پابندان, گرو بهترین ترجمه های "garantia" به فارسی هستند.

garantia verb دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضمانت

    noun

    Não se esqueçam de que estes materiais têm uma garantia de qualidade de três mil milhões de anos.

    به خاطر داشته باشید که این ساختارها، سه میلیارد سال ضمانت کیفیت به همراه دارن.

  • پابندان

  • گرو

    noun

    Coloquei as terras como garantia, se o banco não concedesse o empréstimo.

    خب ، مجبور بودم زمين رو گرو بذارم ، وگرنه بانک بهم وام نمي داد.

  • ترجمه های کمتر

    • تضمین
    • تعهد
    • درگروگان
    • سند رسمی
    • ضامن
    • وثیقه
    • گارانتی
    • گواهینامه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " garantia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Garantia
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • تضمین

    noun

    Nós garantimos o melhor preço para escola de língua francesa no Quebec, Canadá.

    ما ارزانترین قیمت را برای یک مدرسه فرانسوی زبان در کبک کانادا تضمین می کنیم.

  • تعهد

    noun

    Isto funciona porque há grandes instituições que garantem todos os uns e zeros que se alteram num computador.

    دلیل کار کردنش، این است که سازمانهایی بزرگ تعهد هر صفر و یکی را بر عهده دارند که روی یک رایانه تغییر میکند.

  • ضمانت

    noun

    Garantiram-lhe dois milhões por dois anos mais regalias.

    اونا ضمانت دو میلیون دلار برای دو سال رو بهش دادن

  • گارانتی

    noun

    Mas e se houver uma garantia que você nunca irá se machucar?

    ولی چی میشد که یه گارانتی بود ، که تو هرگز صدمه نبینی.

عباراتی شبیه به "garantia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "garantia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه