ترجمه "garantir" به فارسی
تضمین کردن, حتمی کردن, مراقبت کردن در بهترین ترجمه های "garantir" به فارسی هستند.
garantir
verb
دستور زبان
-
تضمین کردن
verbOs muros garantiam que apenas certas pessoas pudessem sair.
دیوارها تضمین کردند که تنها عدهی معینی میتوانند شهر را ترک کنند.
-
حتمی کردن
verb -
مراقبت کردن در
verb -
مطمئن ساختن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garantir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "garantir" با ترجمه به فارسی
-
بيمه سرمايهگذاري · ضمانتهای سرمایهگذاری
-
تضمین · تعهد · درگروگان · سند رسمی · ضامن · ضمانت · وثیقه · پابندان · گارانتی · گرو · گواهینامه
-
اگهي
-
بیمه کیفیت · گواهينامه كيفيت
-
تاوان دادن · صدمه زدن به · غرامت دادن · لطمه زدن به
-
تضمین کیفیت
-
کنترل کیفیت
-
بیمه صادرات · ضمانتهاي صادرات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن