ترجمه "lareira" به فارسی
شومینه, آتشگاه, اجاق بهترین ترجمه های "lareira" به فارسی هستند.
lareira
noun
feminine
دستور زبان
-
شومینه
Eu encontrei algo na noite passada, na lareira.
دیشب یه چیزی رو از توی شومینه پیدا کردم
-
آتشگاه
noun -
اجاق
nounTínhamos uma fotografia, mas a Lena deixou-a cair na lareira.
ما يه عکس ازش داشتيم اما " لينا اشتباها انداختش توي اجاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lareira " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lareira"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن