ترجمه "largo" به فارسی
پهن, گسترده, میدان بهترین ترجمه های "largo" به فارسی هستند.
largo
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
پهن
adjectiveEra um homem com grandes e largas asas.
يه مرد با پر هاي بزرگ و پهن بود.
-
گسترده
adjectivee as tecnologias que desenvolvemos em larga escala
و تکنولوژیهایی را که در ابعاد گسترده استفاده میکنیم، جمع میکنیم
-
میدان
noun
-
ترجمه های کمتر
- فراخ
- میدان عمومی
- میدان وبازار
- وسیع
- گشاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " largo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "largo" با ترجمه به فارسی
-
اتصال باند پهن
-
باند پهن
-
ریحان
-
شبکه باند پهن
-
باند پهن · پهنباند
-
زراعت در مقياس بزرگ
-
دامپروری در مقیاس بزرگ
-
افراي پهنبرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن