ترجمه "lata" به فارسی

حلب, قوطی بهترین ترجمه های "lata" به فارسی هستند.

lata noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلب

    noun proper

    Eles usam uma lata apenas para uma lentilha.

    .اونا يه حلب رو براي يه عدس استفاده کردن

  • قوطی

    noun

    Ele tem uma lata com as cinzas da irmã lá.

    یه قوطی پر از آبجی اون تو داره !

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lata"

عباراتی شبیه به "lata" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه