ترجمه "latido" به فارسی
لایش, پارس بهترین ترجمه های "latido" به فارسی هستند.
latido
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
لایش
-
پارس
nounCachorro que late não morde.
سگی که پارس میکند، گاز نمیگیرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " latido " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "latido" با ترجمه به فارسی
-
زاغه
-
اوتیپا لاتا · يوتيپا آرمنياسائه
-
قوطيهاي حلبي · قوطیها
-
لاتس
-
لاتس کالکاریفر
-
لاییدن · پارس کردن
-
سطل خاکروبه · سطل زباله
-
حلب · قوطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن