ترجمه "leito" به فارسی
بستر, رختخواب, بستر رودخانه بهترین ترجمه های "leito" به فارسی هستند.
leito
noun
masculine
دستور زبان
-
بستر
nounE assim o conectoma é como o leito do córrego.
به این طریق، کانکتوم همچون بستر رودخانه است.
-
رختخواب
noun -
بستر رودخانه
nounE assim o conectoma é como o leito do córrego.
به این طریق، کانکتوم همچون بستر رودخانه است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "leito"
عباراتی شبیه به "leito" با ترجمه به فارسی
-
خشكاندن بستر مایع
-
بستر مايع · فراوری بستر مایع · فرايند بستر مايع
-
راکتورهای زیستی · زيستلايهها · زيستواكنشگاههاي نوري · زیستواکنشگاهها · شيميايستانهها · واكنشگاه بستر سيال · واكنشگاههاي زيستشيميايي · واكنشگاههاي زيستلايه · واکنشگاههای زیستی
-
بستر آکنده
-
بستر رودخانه
-
بستر اقيانوس · كف دريا
-
بستر مرگ
-
سوختگاهها · سوختگاههاي بستر سيال · سوختگاههاي گردبادي · سيستمهاي احتراق · شعلهافکنها · كورههاي زبالهسوز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن