ترجمه "leitor" به فارسی

خواننده, سخنران, مدرس بهترین ترجمه های "leitor" به فارسی هستند.

leitor noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواننده

    noun

    Esta série de artigos provocou a maior reação de leitores na história das nossas revistas.

    این سری مقالهها بیشترین پاسخ خواننده را در تاریخ مجلههایمان دریافت کرد.

  • سخنران

    noun
  • مدرس

    noun
  • پخش کننده

    Quando o leitor de CDs avariou tivemos de trazer os discos para baixo.

    وقتی پخش کننده خراب شد مجبور شدیم همه رکوردها رو پایین بیاریم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leitor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "leitor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "leitor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه