ترجمه "parada" به فارسی
جلوه, رژه, میدان رژه بهترین ترجمه های "parada" به فارسی هستند.
parada
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
-
جلوه
nounEla lhes provia uma fachada religiosa para suas ações opressivas.
چرا که بابل عظیم اَعمال ظالمانهٔ آنان را مشروع و قانونی جلوه میداد.
-
رژه
nounMeninas, está na hora de irem para os vossos carros.
خانما ، وقتشه که رژه رو شروع کنين.
-
میدان رژه
noun
-
ترجمه های کمتر
- نمایش
- پاراد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "parada" با ترجمه به فارسی
-
غذاهاي شیرخوار · غذاهاي پس از شيرگيري · غذاهای کودک
-
طويلههای گاو · محل نگهداري گاو · گاودانیها
-
قفسهای پرنده
-
دروغ گفتن · سهل انگاشتن · مرتد شدن
-
محصولات زراعی بذری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن