ترجمه "quadrado" به فارسی
مربع, چهار گوش, مربع چهار گوش بهترین ترجمه های "quadrado" به فارسی هستند.
quadrado
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Um polígono bi-dimensional com quatro lados iguais e quatro ângulos retos.
-
مربع
nounDe 1 (polígono regular de quatro lados de mesmo comprimento)
Provavelmente possuí uma área de centenas de kilómetros quadrados.
این به آسانی میتواند هزار کیلومتر مربع را در بر گیرد.
-
چهار گوش
nounLutam num quadrado e chamam-lhe ringue.
اونا هم تو یه رینگ مبارزه میکنن دیگه فقط بهش میگن چهار گوش چه فرقی میکنه ؟
-
مربع چهار گوش
-
لوزی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quadrado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Quadrado
-
لوزی
noun
تصاویر با "quadrado"
عباراتی شبیه به "quadrado" با ترجمه به فارسی
-
تخته سیاه
-
قاب نوشته
-
ریشه دوم
-
تخته سیاه
-
تخته سیاه · قاب · مدير اجرايي · مربع
-
بلوک · رباعی · سیب · مردمک چشم
-
کمترین مربعات
-
مدير مياني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن