ترجمه "rasgo" به فارسی

تکه پارچه, ذره, رشته رشته بهترین ترجمه های "rasgo" به فارسی هستند.

rasgo noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکه پارچه

    noun
  • ذره

    noun

    Chegou mesmo a dizer que para obter sucesso nas ciências e nas artes, um rasgo autista é essencial.

    او تا جایی پیش رفت که بگوید، به نظر میرسد برای موفقیت در علم و هنر، یک ذره اوتیسم ضروری است.

  • رشته رشته

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • لباس پاره پاره
    • پاره
    • چاک
    • کهنه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rasgo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rasgo" با ترجمه به فارسی

  • دراندن · دریدن · شكافتن · شکافتن · قطع کردن · پاره كردن · پاره کردن · چاک زدن
  • دراندن · دریدن · شكافتن · شکافتن · قطع کردن · پاره كردن · پاره کردن · چاک زدن
اضافه کردن

ترجمه های "rasgo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه