ترجمه "raso" به فارسی
تخت, تنک, تنگ بهترین ترجمه های "raso" به فارسی هستند.
raso
adjective
masculine
دستور زبان
raso (fisicamente)
-
تخت
adjective noun -
تنک
adjective -
تنگ
noun -
کم عمق
adjectiveBem, essa é uma forma de acabar enterrado numa sepultura rasa.
خب اینم یه راهیه که به دفن شدن توی قبر کم عمق ختم میشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "raso" با ترجمه به فارسی
-
تنگ
-
برش یکسره · قطع يكسره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن