ترجمه "regular" به فارسی
باقاعده, سازگار كردن, ميزان كردن بهترین ترجمه های "regular" به فارسی هستند.
regular
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
باقاعده
-
سازگار كردن
-
ميزان كردن
-
ترجمه های کمتر
- میزان کردن
- وفق دادن
- کوک کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regular " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "regular" با ترجمه به فارسی
-
چندضلعی منتظم
-
عبارت باقاعده
-
گراف منتظم
-
زبان منظم
-
عبارت باقاعده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن