ترجمه "rei" به فارسی
شاه, پادشاه, بادشاه بهترین ترجمه های "rei" به فارسی هستند.
rei
noun
masculine
دستور زبان
-
شاه
nounDe 1 (monarca)
Quando eu crescer eu quero ser rei.
می خواهم وقتی بزرگ شدم شاه شوم.
-
پادشاه
nounEle foi mais que um rei.
او از یک پادشاه بیشتر بود.
-
بادشاه
De 1 (monarca)
-
پادِشاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rei " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rei"
عباراتی شبیه به "rei" با ترجمه به فارسی
-
پات
-
باملكهگي · بيملكهگي · زنبورهای ملکه
-
پينوس انسيگنيس · پینوس رادیاتا
-
شهبانو · فرزین · ملکه · وزیر
-
ملکه
-
جایگزینی ملکه
-
ماهي اسملت شنزي · ماهیان پهلونقرهای
-
آلوها · آلوچهها · گوجهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن