ترجمه "rainha" به فارسی
فرزین, ملکه, شهبانو بهترین ترجمه های "rainha" به فارسی هستند.
rainha
noun
feminine
دستور زبان
Uma mulher monarca
-
فرزین
noun -
ملکه
nounEu vou dar a este pobre mundo a rainha que ele merece!
من براي اين دنياي تأسف آور ملکه اي در شأن خودش ميشم.
-
شهبانو
nounE assim satisfizeram eles a rainha no tocante à morte do rei.
و بدین گونه آنها دربارۀ مرگ پادشاه به شهبانو اطمینان دادند.
-
وزیر
nounA Rainha não sacrifica tudo para salvar um peão.
نباید وزیر شطرنج خودش رو برای سرباز قربانی کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rainha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rainha"
عباراتی شبیه به "rainha" با ترجمه به فارسی
-
پات
-
باملكهگي · بيملكهگي · زنبورهای ملکه
-
پينوس انسيگنيس · پینوس رادیاتا
-
بادشاه · شاه · پادشاه · پادِشاه
-
ملکه
-
جایگزینی ملکه
-
ماهي اسملت شنزي · ماهیان پهلونقرهای
-
آلوها · آلوچهها · گوجهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن