ترجمه "sentidos" به فارسی
حسها, ادراک بهترین ترجمه های "sentidos" به فارسی هستند.
sentidos
verb
masculine
دستور زبان
-
حسها
Isto chama-se sinestesia — Galton chamou-lhe sinestesia, uma mistura dos sentidos.
این به همحسی (سیناستسیا) معروفه -- گالتون این اسم رو روش گذاشته، آمیختگی حسها.
-
ادراک
Que mistérios há além do limite dos seus sentidos?
چه رازهایی فراتر از ادراک تو نهفته ست ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sentidos " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sentidos" با ترجمه به فارسی
-
بفرمایید · بفرمایید بنشینید
-
اندامهای حسی
-
ببخشید · عذر میخوام
-
ساعتگرد و پادساعتگرد
-
دلم برات تنگ شده
-
دوسر
-
دوست داشتن
-
خونه خودته · خونه خودتونه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن