ترجمه "sozinho" به فارسی
تنها, تنهایی, صرفا بهترین ترجمه های "sozinho" به فارسی هستند.
sozinho
adjective
adverb
masculine
دستور زبان
Sem companhia, separado de outros; aplicado a uma coisa. [..]
-
تنها
adverbEle só tem um objetivo na vida: ganhar dinheiro.
او تنها یک هدف در زندگی دارد، پول به دست آوردن.
-
تنهایی
adverbMas a Internet, por si só, não nos radicaliza.
اما اینترنت به تنهایی شما را افراطی نمیکند.
-
صرفا
adverbNem todos podem ter direito a tudo só porque nasceram aqui.
همه نمی تونن مسئول همه چیز باشن، صرفا به این خاطر که اینجا بدنیا اومدن.
-
فقط
adverbEu só quero saber o que está acontecendo.
فقط می خوام بدونم چه خبره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sozinho " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sozinho" با ترجمه به فارسی
-
فقط خواندنی
-
تنها · فقط
-
با یک تیر دو نشان زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن