ترجمه "vadio" به فارسی

بی سود, تنبل, سست بهترین ترجمه های "vadio" به فارسی هستند.

vadio noun adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی سود

    adjective
  • تنبل

    adjective
  • سست

    adjective
  • ولگرد

    noun

    Trouxe um gato vadio para tu falares comigo.

    من يه گربه ولگرد رو نجات دادم ، تا باهام حرف بزني.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vadio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vadio" با ترجمه به فارسی

  • اظهار کردن · اواره شدن · متعجب شدن · پرسه زدن · گشتن
  • جنده · دریده · راکاره · سلیطه · پتیاره · کس
اضافه کردن

ترجمه های "vadio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه