ترجمه "visual" به فارسی
ديد, ديداري بهترین ترجمه های "visual" به فارسی هستند.
visual
adjective
masculine
دستور زبان
-
ديد
Mas nem todo pólen tem visual tão simples.
البته تمام گرده ها گياهان را به همين راحتي نمي توان ديد و توصيف كرد
-
ديداري
O envenenamento por chumbo pode causar agnosia visual?
مسموست سرب باعث ادراک پريشي ديداري مي شه ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " visual " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "visual" با ترجمه به فارسی
-
بینایی
-
فرهنگ بصری
-
هنرهای تجسمی
-
میانجی بصری - مرتبط ساز بصری
-
ابزار Visual Studio برنامه های کاربردی
-
ویژوال استودیو
-
ویژوال سی++
-
چشم تو چشم شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن