ترجمه "vivo" به فارسی
زنده, سرزنده, مواظب بهترین ترجمه های "vivo" به فارسی هستند.
vivo
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
زنده
adjectiveEsperanto é uma língua viva muito apta para comunicação internacional.
اسپرانتو زبانی زنده است که برای ارتباطات بین المللی خیلی مناسب است.
-
سرزنده
adjectivePor alguma razão eu me sinto mais vivo à noite.
بنا به دلایلی شب ها سرزنده تر ام.
-
مواظب
adjectiveO meu melhor amigo Thidwick vive aí.
مامان ، مواظب باش ، بهترين دوستم اونجا زندگي ميکنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vivo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vivo" با ترجمه به فارسی
-
تون بدن · وزن بدن · وزن زنده
-
عروس دریایی · چتر دریایی
-
منابع زنده
-
جلسه زنده
-
حمل و نقل جانور زنده · حمل و نقل جانوران
-
گچ
-
آزمایشگری در بدن
-
قابليت هضم در بدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن