ترجمه "corn" به فارسی
شاخ, بوق, زغال اخته بهترین ترجمه های "corn" به فارسی هستند.
corn
noun
masculine
neuter
دستور زبان
-
شاخ
nounDacă vrei să ia cineva taurul de coarne, Ben e omul tău.
اگه ما کسي رو لازم داشته باشيم که گاوي رو از شاخ هاش بگيره ، اون تويي.
-
بوق
nounImediat ce eşti lângă el, trebuie sa sufli în corn.
به محض اينکه ديدينش بايد بوق رو به صدا در بيارين.
-
زغال اخته
noun
-
ترجمه های کمتر
- سرو
- هورن
- کرنا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Corn
-
شاخ
nounE un costum al Departamentului de Stat, care a fost coordonator eforturile de ajutorare pe tot parcursul Cornul Africii.
برای ارسال کمک های امدادی به شاخ آفریقا بوده
تصاویر با "corn"
عباراتی شبیه به "corn" با ترجمه به فارسی
-
شاخ طلایی
-
بیماری ناخنک
-
فریادکش شاخدار
-
بوق · هورن
-
شیپور پست
-
پاپکرن · پف فیل · چس فیل
-
شاخ طلایی
-
کر آنگله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن