ترجمه "cornuri" به فارسی
بوق, هورن بهترین ترجمه های "cornuri" به فارسی هستند.
cornuri
-
بوق
nounImediat ce eşti lângă el, trebuie sa sufli în corn.
به محض اينکه ديدينش بايد بوق رو به صدا در بيارين.
-
هورن
El încearcă să captureze Cornul de Aur, unde zidurile orasului sunt cele mai slabe.
او قصد دارد گلدن هورن را که داراي ضعيف ترين ديواره است ، به دست آورد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cornuri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cornuri" با ترجمه به فارسی
-
شاخ طلایی
-
بیماری ناخنک
-
فریادکش شاخدار
-
شیپور پست
-
پاپکرن · پف فیل · چس فیل
-
شاخ طلایی
-
بوق · زغال اخته · سرو · شاخ · هورن · کرنا
-
کر آنگله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن