ترجمه "exterior" به فارسی
خارج, بیرون بهترین ترجمه های "exterior" به فارسی هستند.
exterior
adjective
noun
masculine
neuter
دستور زبان
-
خارج
nounTrebuie să te deschizi exteriorului ca să capeţi tărie interioară.
باید به چیزی خارج از خودتان تسلیم شوید تا قدرتی را در وجود خود کسب کنید.
-
بیرون
nounDacă rotiți ceva, are tendința să zboare spre exterior.
اگر چیزی را بچرخانید تمایل دارد که به بیرون پرواز کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exterior " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exterior" با ترجمه به فارسی
-
شیر آتشنشانی
-
کد دستیابی خطّ خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن