ترجمه "extern" به فارسی
بیرونی, بیگانه بهترین ترجمه های "extern" به فارسی هستند.
extern
adjective
masculine
دستور زبان
-
بیرونی
adjectiveTrăim o perpetuă autoconfruntare între succesul extern şi valoarea internă.
ما در خود مواجه ای دائمی زندگی می کنیم بین موفقیت بیرونی و ارزش درونی.
-
بیگانه
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extern " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "extern" با ترجمه به فارسی
-
سیستم خارجی
-
سیاست خارجی
-
نوع محتوای خارجی
-
سیاست خارجی
-
داده خارجی
-
گوش بیرونی
-
وزارت امور خارجه
-
موتور برون سوز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن