ترجمه "maxilar" به فارسی
آرواره, فک بهترین ترجمه های "maxilar" به فارسی هستند.
maxilar
Noun
دستور زبان
-
آرواره
Trei dinţi dislocaţi din maxilar şi înţepeniţi în gât.
سه تا دندون از استخوان آرواره جدا شد و رفت توي گلوش
-
فک
nounVoi face ca maxilarul şi bărbia să arate mai fin.
من مي خوام فک و چونه ات رو يه خورده ظريف ترش کنم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maxilar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "maxilar" با ترجمه به فارسی
-
آرواره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن