ترجمه "maximum" به فارسی
بیشینه, ماکسیمم بهترین ترجمه های "maximum" به فارسی هستند.
maximum
Noun
دستور زبان
-
بیشینه
adjective -
ماکسیمم
Un an mai tarziu -- "portocaliu" si "alb" indica maximum de flux sangvin.
و یک سال بعد -- در نقاط نارنجی و سفید، ماکسیمم جریان خون را دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maximum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن