ترجمه "obicei" به فارسی

رسم, عادت, هند بهترین ترجمه های "obicei" به فارسی هستند.

obicei noun Noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسم

    noun

    De obicei, ele sunt picturi realizate pe planşete de lemn.

    این تصاویر عموماً بر روی تختههای چوبی قابل حمل رسم میگردند.

  • عادت

    noun

    Cel care fumează devine sclavul acestui obicei dăunător.

    استعمال دخانیات، شخص را بردهٔ این عادت ویرانگر میسازد.

  • هند

    noun proper

    Femeile indiene se chinuie de obicei să câştige Cupa Mondială.

    تيم زنان هند برنده جام جهاني شد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " obicei " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Obicei
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عادت

    noun

    Obiceiul de a citi din Biblie în fiecare zi ne poate ajuta să păstrăm aprins focul din noi.

    اگر مطالعهٔ روزانهٔ کتاب مقدّس را عادت خود سازیم، این آتش را در خود شعلهور نگاه میداریم.

عباراتی شبیه به "obicei" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "obicei" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه