ترجمه "obiect" به فارسی
چیز, شی, شیء بهترین ترجمه های "obiect" به فارسی هستند.
obiect
noun
neuter
دستور زبان
un lucru
-
چیز
nounE nevoie de un obiect care perpetueze memoria.
به یک چیز احتیاج دارید تا با آن خاطره را حمل کنید.
-
شی
nounApoi se va întoarce să ia încă un obiect.
بعد برمیگردد تا یک شی دیگر پیدا کند و بردارد.
-
شیء
nounOdată ce un obiect este distrus, a dispărut.
وقتی یک شیء نابود میشود، دیگر از دست رفته است.
-
ترجمه های کمتر
- شئ
- مفعول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obiect " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obiect" با ترجمه به فارسی
-
کتابخانه اشيا
-
گروهی از اجسام
-
شی خودکار
-
سیمین · نقره ای · نقرهای
-
اشیای ناشناس پرنده
-
شیء پیوندی
-
شیء
-
شیء تعبیه شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن