ترجمه "plasmă" به فارسی

پلاسما, پلاسما بهترین ترجمه های "plasmă" به فارسی هستند.

plasmă noun Noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسما

    Faris, se pare ca este o furtuna de plasma in termosfera.

    فریس ، شبیه یه طوفان پلاسما تو ترموسفره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plasmă " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plasmă
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسما

    Lansează Plasma mai degrabă ca o fereastră ordinară decît un birou

    پلاسما را عوض رومیزی ، به عنوان یک پنجرهٔ معمولی آغاز می‌کند

اضافه کردن

ترجمه های "plasmă" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه